3 نکته در مورد چگونگی بخشش والدین

و خودتان والدین بزرگی شوید

تصویر توسط skalekar1992 / Pixabay
بچه ها با دوست داشتن والدینشان شروع می شوند. بعد از مدتی آنها را قضاوت می کنند. آیا آنها به ندرت ، اگر همیشه ، آنها را می بخشند "
- اسکار وایلد

همه والدین در نگاه فرزندانشان به عنوان ابرقهرمانان شروع می شوند. اگرچه ، تعداد کمی از افراد پس از رسیدن به بزرگسالی می توانند تا این عنوان زندگی کنند. اصطلاح "بیگانگی خانوادگی" به دور شدن و از بین رفتن عاطفی در یک خانواده در طی مدتی اشاره دارد. طبق تحقیقات انجام شده توسط استند آلون ، یک موسسه خیریه مستقر در انگلیس که از کسانی که از بستگانشان تبعید می شوند ، پشتیبانی می کند ، از هر پنج خانواده انگلیسی یک یا پنج خانواده تحت تأثیر بیگانگی خانواده قرار دارند. یک مطالعه مستقر در ایالات متحده از 2000 زوج مادر و فرزند نشان داد که 10٪ از مادران از فرزندان بزرگسال خود خارج شده اند. یک مطالعه دیگر در ایالات متحده نشان داد که بیش از 40٪ از شرکت کنندگان در برخی از مناطق ، بیگانگی خانوادگی را تجربه کرده اند. در گروه های خاصی از شرکت کنندگان ، مانند دانشجویان کالج آمریکایی ، بیگانگی تقریباً به اندازه طلاق متداول است.

گروه بزرگی از افراد وجود دارند که با والدین خود روابط پیچیده یا سمی دارند. مسئولیت رسیدگی به این مسئله بسیار پیچیده است - مسئله ای که نیاز به سالها مشاوره و خود کار برای رسیدگی مناسب دارد. سه مثال زیر نکات ذهنی در مورد چگونگی شروع روند بخشش والدین است ، در حالی که همزمان یاد می گیرید که چگونه خودتان یک والدین بزرگ باشید.

کودکی آنها را قبل از انتقاد از مال خود درک کنید

یکی از چالش های فراوان ورود به بزرگسالی ، برای اولین بار است که والدین خود را به عنوان افراد عادی می بینیم نه اینکه همه چیز را بدانیم. هر والد اشتباه می کند و هرچه بزرگتر می شویم آن اشتباهات بیشتر می شود. بازی مقصر بودن برای ما آسان است. ما چیزهایی مانند "من اینگونه هستم زیرا مادرم این کار را کرده است" یا "من این را می گویم چون پدرم گفته است"

ما به جای بازی قربانی ، ما باید درباره تربیت والدین خود پیش از صدور حکم به تنهایی تحقیق کنیم. موارد زیر را در نظر بگیرید: بگویید با یک پدر بسیار منتقد بزرگ شده اید. مهم نیست که چه چیزی به دست آورده اید ، فارغ از چند جایزه و جوایز معتبر که موفق به کسب آن شده اید ، هیچ چیز به اندازه کافی خوب نبود. این به عنوان یک کودک شما را ناراحت می کند و به دلیل تربیت خود ، به عنوان یک فرد بالغ به انتقادات دیگران بسیار حساس می شوید.

پیش فرض اکثر افراد در این شرایط مقصر دانستن والدین خود در راه است. این مسئولیت را بر عهده کسی غیر از خودمان می گذارد - و احساس خوبی دارد. با این حال ، این مهم است که همیشه کشف کنیم والدین ما هنگام بزرگ شدن چه تحمل کردند. شاید آنها یک پدر یا مادری مساوی داشته باشند. شاید آنها از عزت نفس کم رنج می برند ، و تنها راهی که می دانند چگونه با آن مقابله کنند ، کنار گذاشتن دیگران است (این همان کاری است که والدینشان انجام دادند). این به هیچ وجه رفتار آنها را بهانه نمی کند ، اما زمینه اساسی برای رفتار والدین ما را فراهم می کند.

خواه والدین شما باشند ، رئیس شما ، یا بعضی افراد تند و زننده در خیابان که گفتند چیزی توهین آمیز است ، وقتی نگاهی به پشت پرده بیندازیم ، مردم از ما بدتر می شوند - یک بار که ما در کفش های آنها قدم زدیم و فهمیدیم که آنها چیست. گذشت قبل از انتقاد از خود باید به دنبال درک كودكی والدین خود باشید. برای آنها همدلی ایجاد کنید ، و سپس از آن همدلی برای غلبه بر درد خود استفاده کنید. همدلی همیشه اولین قدم برای بخشش است.

مرزهای عاطفی و جسمی را حفظ کنید - فقط برای شما

بسیاری از خانواده ها سعی در بیان این جمله ها دارند "خانواده برای همیشه" یا "عشق بی قید و شرط است". و در حالی که این یک روش زیبا برای تفکر در مورد پویایی خانواده است ، اینگونه نیست که یک محیط خانوادگی موفق چگونه کار کند. برای هر رابطه ای که داریم ، شرایطی وجود دارد ، عاشقانه یا نه. ما شرکتی را که نگه می داریم نگه می داریم زیرا زندگی ما با آنها در آن بهتر است. اما گاهی اوقات ، ما باید با افراد مرزها تعیین کنیم - هم احساسی و هم جسمی.

مرزهای عاطفی معمولاً مباحث ممنوع از بحث یا رفتار خاص را در بر می گیرد. تعیین دستورالعمل های واضح و گفتن والدین به چه موضوعاتی خارج از محدوده است ، مکان بسیار خوبی برای شروع است. این مباحث منحصر به فرد برای هر موقعیتی خواهد بود ، اما هدف این است که مبادلات خود را با والدین بهتر کنید تا هر برخوردی تا حد ممکن مثبت باشد.

مرزهای جسمی به ویژه برای افرادی که روابط والدین و فرزندشان سمی دارند ، به همان اندازه مهم هستند. ممکن است شخصی تصور کند که بعد از اینکه آنها به ما آسیب رساندند ، فاصله گرفتن از والدینمان آسان است ، اما برای خیلی ها غیرقابل باور است. تلفن زنگ می زند ، می بینید که آنها هستند ، گره ای در گلوی شما وجود دارد - پروانه ها در معده شما. اگر پاسخ دهید ، شما در معرض گفتگوی یک ساعته قرار می گیرید که از نظر عاطفی خسته کننده است. اگر انتخاب نکنید ، احساس گناه می کنید. این یک وضعیت از دست دادن است ، اما لازم نیست. همه ما به والدین خود نیازمند فضای هستیم. اینگونه است که ما دوباره شارژ می کنیم و به طور مکرر مانع از گفتن چیزی احمقانه در لحظه می شویم.

برای اینکه پدر و مادر خود را ببخشیم ، باید این مرزها را تنظیم و نگهداریم. در آن لحظه های تنهایی ، به دور از همه زورگویی ها ، ما قادر هستیم تا از طریق چیزهایی که به ما درد می بخشد فکر کنیم و بر آنها غلبه کنیم. در ابتدا برقراری ارتباط این مرزها دشوار خواهد بود ، اما پیشرفتی که شما خواهید کرد ، ارزش گفتگوی بی دست و پا را دارد.

بهترین والدینی باشید که می توانید باشید ، نه شخصی که می خواهید داشته باشید

بین والدین خوب بودن و تبدیل شدن به والدینی که آرزوی خود را داشتید ، تمایز روشنی وجود دارد. اولی بر خوب بودن عینی تمرکز می کند ، در حالی که دومی در جستجوی یک تمایل ذهنی است. والدین بارها و بارها این کار را انجام می دهند ، بسیار به دلهره زدن فرزندانشان که البته نیازهای متفاوتی نسبت به والدینشان دارند.

شعری از دبلیو لیوینگستون لارن با نام "پدر فراموش می کند" وجود دارد. اگر آن را نخوانده اید ، ارزش خواندن دارد. این شعر داستان پدری را به تصویر می کشد که با درک اینکه در کل زندگی خود از فرزند خود غفلت کرده است ، در کنار تختخواب پسرش ، معذرت خواهی و شرمنده زانو می زند. شعر دلنواز است ، اما بسیار واقعی است. هرچه بزرگتر می شویم و فرزندان خودمان را شروع می کنیم ، باید قبول کنیم که اشتباه می کنیم. هنگامی که همه فرزندانمان خواستار این بودند که توجه گوش کنند ، کار اشتباهی انجام خواهیم داد ، توصیه های بد خواهیم کرد و بیش از حد واکنش نشان می دهیم. هر والدینی محکوم به این سرنوشت هستند ، اما ما می توانیم بهتر باشیم. نه به گونه ای که هر آنچه را که آنها (یا ما) آنها همیشه خواسته ایم به آنها می دهیم - در عوض ، ما زندگی و ابزارهای لازم برای موفقیت را در اختیار آنها قرار می دهیم.

اندازه گیری والدین خوب ، تمایل آنها برای فدا کردن فرزندانشان است. نه به معنای فدا کردن خود به خودی ، بلکه نشان دادن تمایل به فدا کردن وقت ، انرژی و توجه فرزندانشان است. ما نمی توانیم به موقع برگردیم یا والدین خود را مانند یک ماشین اجاره ای عوض کنیم. اما می توانیم قوانین فوق را اجرا کنیم و بخاطر اشتباهات آنها ببخشیم. این تنها راهی است که ما می توانیم به جلو جلو برویم و خود والدین بزرگی شویم.