چگونه می توان آرامش خاطر را در هر شرایطی حفظ کرد؟

درک اثرات موج دار عصبانیت بر کیهان.

با سلام ، امیدوارم که سال جدید - دهه جدید با همه شما خوب رفتار شود. آیا مصوبات سال جدید خود را بطور اختصاصی دنبال کرده اید؟ اگر در صورت بروز مشکل در چسبیدن به قطعنامه های خود ، می توانید برای من بنویسید. ما می توانیم به شما کمک کنیم در لیست قرار بگیرید. از این گذشته ، بهره وری همه را خوشحال می کند. و خوشبختی ما بهترین راه برای تشویق دیگران است.

احساسات مسری است. اگر احساس مثبت می کنید ، با افراد اطراف خود مثبت می کنید. به همین ترتیب ، اگر احساس غم و اندوه یا عصبانیت کنید ، جوی که به آرامی کار می کنید شروع به آینه کردن حال و هوای شما می کند. گورو من ، که به من داستان گویی و اصول ایده آل را به من آموخته بود ، هنگامی که یک کودک بزرگوار بودم ، این داستان بسیار جالب را با من به اشتراک گذاشته بود.

یک زن و شوهر یک بار بر سر یک چای دم کشیده دعوا کردند. این زن صبح زود بیدار شده بود تا صبح قبل از عزیمت به محل کار ، یک فنجان چای برای شوهر درست کند. با این حال ، وقتی چای به شوهر سرو شد ، وی بعد از ریختن آن ، چهره ای زشت درست کرد. او آن را بیرون انداخت و لیوان را روی میز چای خم کرد و گذاشت. همسر از این کار به شدت احساس اهانت کرد و کتری را درون سینک خالی کرد. او نمی توانست آن را تحمل کند. او عصبانیت خود را به خدمتکار منتقل کرد. او با او جنگید و سپس او را شلیک کرد. او با عصبانیت از رفتار پوچ سابق کارفرمای سابق خود ، به خانه رفت تا همه عصبانیتش را به پسرش منتقل کند که برای پیاده روی در زمینه مدرسه پول پیک نیک خواست. او حاضر به دادن پول به او نشد. پسر ، آلوده به خشم مسری ، به مدرسه رفت و یک جوان را کتک زد تا غضب خود را آزاد کند. کودک کتک خورده ، برای تحریک تحریک پذیری خود ، شوخی بدی بر معلم خود داشت. از خشم ، معلم به پدر بچه زنگ زد و همه عصبانیت های او را رها کرد. معلم به هیچ وجه از پدر دریغ نکرد و در مورد شک و تردیدهای او درباره مهارتهای والدین پدر بحث کرد. پدر از اظهارات معلم در مورد والدینش اذیت شد ، پدر همه را بر روی یكی از كارمندانش درآورد. این کارمند به دلیل پیچیدن در یکی از مهمترین معاملات تحویل داده شده با ارزشمندترین مشتری به شرکت ، اخراج شد. اتفاقاً آن کارمند همسری بود كه در ابتدای این داستان چای را چاشنی می كرد.

در دنیای موازی ، جایی که شوهر چای را تف نمی کند و با آرامش اظهار نظر خنده دار می کند اما از او بخاطر تلاشی که انجام داد تشکر می کند ، او اخراج نمی شود بلکه در پایان تبلیغ می شود.

احساسات انرژی هایی هستند که از یک شخص به شخص دیگر منتقل می شوند.

چند سال پیش ، خواهرم این کتاب شگفت انگیز را با نام "مراقبه" توسط مارکوس اوریلوس رواقی به من داد. وقتی این داستان برای من روایت شد ، ذهن من نمی تواند کمک کند اما به فکر آن کتاب هستم. دو فکر بسیار مهم وجود داشت که حتی پس از اتمام خواندن کتاب ، هیچ وقت مرا ترک نکردند. و من فکر می کنم ، همه ما می توانیم از آن سود ببریم تا از بدبختی های شاعرانه برای ما پیشگیری کنیم ، همانطور که این اتفاق با شوهر از داستان افتاد. دو فکر (نه به قول دقیق او ، بلکه آنچه من از آن فهمیدم) به شرح زیر است.

  • بپذیرید که جهان مملو از افرادی است که هیچ احساسی بر احساسات خود ندارند. بلکه این را بپذیرید که عمل کردن علیه یکدیگر ، این است که علیه جهان عمل کنید. همه ما به این معناست که با هم همکاری داشته باشیم ، مانند هم دست ، مانند پا ، مانند پلک مانند ردیف های فوقانی و پایینی دندان ها ، به هم وابسته باشیم. بپذیر که چنین است
  • اما ، فقط به این دلیل که شما آن را قبول دارید ، به این معنی نیست که مثل همه باشید. روی خودتان کار کنید و احساسات خود را کنترل کنید. از خود بپرسید ، آیا چیزی که برای من اتفاق می افتد ، تحت کنترل من است؟ اگر بله ، آن را به طور مثبت رفع کنید. اگر نه ، خوب ، شما به هر حال نمی توانید در مورد آن کاری انجام دهید ، بنابراین ممکن است در مورد آن مثبت باشید. پاسخ دهید ، واکنشی نشان ندهید.

در یک محل کار یا حتی در زندگی ، ناآگاهانه به روش های خاصی به برخی موارد واکنش نشان می دهیم. همیشه این مسئله بر عهده ماست که آیا مثبت یا منفی را منتقل کنیم. منفی و بهره وری هرگز دست به دست هم نمی دهند.

تصمیم در پایان روز ما است ، چه برای بهره وری و چه در مقابل آن کار کنیم. از این رو ، ما در il0g دو بار فکر می کنیم حتی قبل از اینکه جواب ندهیم. همه ما اهمیت خوشبختی ، فردی بودن را درک می کنیم ، اما این به نوبه خود برای کل تیم به روش یا دیگری کار می کند. امیدوارم این داستان الهام بخش شما باشد که امروز کسی را خوشحال کنید! فعلاً Ciao!

صلح و احترام ،

خاکستری