چگونه در هنگام تغییر شغل در قرون وسطا خودتان را به بازار عرضه کنید؟

وقتی مرخصی را از حوزه خود می گذرانید ، بازگشت به عقب می تواند غیرممکن باشد.

jluebke unsplash.com

باید اعتراف کنم ، من متخصص نیستم. هرچه بیشتر صاحب نظران ملاقات کنم ، می توانم به شما بگویم که دقیقاً مطابقت ندارم. دلیل این امر این است که بیش از چند بار در این محوطه بوده ام تا بدانم که هر چقدر در دوران پیشین حرفه ام تجربه کردم ، چند سال غیبت از آن حرفه من را منسوخ می کند. بعد از گذشت چند سال ، من به عنوان یک دایناسور که در کنار 28 سال ایستاده است ، باستانی هستم که در نخست وزیری اوست که یک تیم را در استارتاپ اداره می کند.

چرا مردم تصور می کنند افرادی مثل من ، یک زن میانسال ، که وقت خود را برای شرکت در خانواده از شرکت آمریکایی خارج کرده است ، اکنون دیگر چیزی برای کمک به عصر نوآوری ندارند؟

حقیقت این است که پاک کردن تجربه کار سختی است. هنگامی که تجربه درونی شد ، می توانید لعنت کنید که مردم می توانند آن یک مایل را دورتر پیدا کنند.

در آغاز انتقال شغلی ، شک داشتم. من نمی دانستم که سالهای "جستجوی خودم" و تحصیلاتی که من از استفاده از "برای علاقه خودم" استفاده نکرده ام روزی در حرفه جدیدم یا در زندگی جدیدم مفید خواهد بود.

اما ، زیبایی یک تغییر شغلی در میانسالی این است که بخش هایی از خود را کشف می کنید که هرگز فکر نمی کرده اید وجود داشته باشند. این شما را به خود 20 سالگی که از دست رفته برمی گرداند.

به همین دلیل بازاریابی خود در این محل مهم است. بهترین توصیه ای که من در مورد بازاریابی دریافت کرده ام این است که بازاریابی خوب مانند بازاریابی احساس نمی شود. این به راحتی احساس می شود مهارت های شما ، اشتیاق و جاه طلبی های شما کشف می شوند.

شما دقیقاً خودتان بسته بندی ندارید. درعوض ، شما به سادگی به جهانیان نشان می دهید که چه کسی هستید ، چه کاری می خواهید با زندگی خود انجام دهید و چه کارهایی می توانید انجام دهید.

خرید سهام

این سخت ترین قسمت انتقال حرفه ای است. بیشتر ما وقتی در سنین میانسالی هستیم دیگر نمی دانیم چه می خواهیم. رویاهای ما ، آنهایی که فکر می کردیم تا الان به آنها برسیم ، اکنون بین بزرگ کردن بچه ها و سایر احساساتی که در اوقات فراغت پیدا کرده ایم رقیق شده است.

چندین سال طول کشیدم که وقتی 35 ساله شدم سهام خود را بگیرم. برای من این یک هدیه یک عمر بود. بدون آن زمان و چشم اندازهایی که به دست آورده ام ، من کسی نیستم که امروز هستم.

در آن زمان ، من روزانه مراقبه می کردم ، زندگی آرام با سگم داشتم و با افرادی ارتباط داشتم که قبلاً با آنها ارتباطی نداشته ام. اگر من در شغل تمام وقت خود باقی می ماندم و در سفر به تغییر حرکت نمی کردم ، گیر افتادم.

برای احساس زنده بودن امروز چه کاری می توانید انجام دهید؟ این سؤالی است که یک روز از خودم پرسیدم و از آن زمان به بعد نگاه نکردم.

سوار ماجراجویی خود شوید

بعد از گرفتن سهام ، فهمیدم که زندگی من وارونه می شود. من به کتاب های بارن براون رسیدم تا به من کمک کنند تا بتوانم از همه تغییرات پیمایش کنم. کار کرد بعد از چندین سال فعالانه روابطم وارونه و مطابق با شرایط زندگی کردم ، احساس تجدید شدم.

حس خوش بینی من نسبت به آینده بازگشت.

از آن زمان ، احساس کردم که هویت معتبر من دوباره ظهور کرده است. تصمیمات من از آن زمان تاکنون به هر مفهوم سازش ناپذیر بوده است. اغلب ، وقتی افراد دیگر فکر نمی کردند که بتوانم این کار را بکنم ، چنین کردم. غالباً وقتی مردم مرا نفهم می کردند ، من به راهپیمایی ادامه می دادم. من تسلیم نشدم زیرا می دانستم اعتماد به نفس من در این مرحله به سختی بدست آمده است.

این سالها سهام گرفتن من بود که به من امکان می داد زندگی خود را دوباره به سمت آینده جدید هدایت کنم.

فداکاری هایی که در طول راه کرده ام باعث شده است که چندین بار در مورد خودم شک کنم. اما ، در پایان ، من همیشه به همان سؤال برمی گشتم ، "آیا می خواهم از چند سال پشیمان شوم؟"

به دیگران که مثل شما هستند برسید

بهترین راه برای بازاریابی که هنگامی که جهت خود را پیدا می کنید بازاریابی است به سادگی دسترسی به افرادی که مثل شما هستند ، می باشد. اگر بلندپرواز هستید ، افراد جاه طلب را پیدا کنید. هنگامی که به افرادی رسیدم که آنها را تحسین کردم ، دنیای من تغییر کرد.

افراد بی شماری در این دنیا عقاید شما را با شما مخالف نیستند ، که در عقاید خود محکم ایستاده اند ، اما آنها دقیقاً مانند شما هستند.

اینها افرادی هستند که می خواهید با آنها کار کنید. بعد از یک عمر پیمایش در حرفه خود در بین انواع مختلف محیط ، من به افرادی که تحسین می کنم ، کسانی که می خواهم باشم ، و کسانی که مثل من هستند ، قدردانی کردم.

وقتی من می توانم در مورد هر چیزی بحث خوبی با کسی داشته باشم ، این گفتگو است که ارزش انجام آن را دارد. در ذهن من ، ترجیح می دهم هفته ای 100 ساعت با افرادی که از آنها لذت می برم ، کار کنم تا 20 ساعت در هفته با افرادی که از آنها لذت نمی برم.

وقتی این افراد را پیدا کردید ، فوراً می دانید. من از راه دور کار می کنم وقتی از مکالمات Zoom الهام گرفته ام ، نمی خواهم جلسه را تمام کنم.

آره. خوب است بنابراین ، آن افراد را پیدا کنید.

خلاق بودن

بزرگترین درسی که من در دوران گذراندن زندگی خود آموختم این است که هیچ راهی برای شروع حرفه ای وجود ندارد. مسیر قدیمی گرفتن مدرک و سپس فارغ التحصیل شدن با شغل ورود به سطح ، دیگر صدق نمی کند.

در عوض ، آنچه جایگزین آن می شود مسیرهایی است که از جهات مختلفی منتهی به همان هدف می شوند. من از بنیانگذاران استارتاپی شنیدم که شرکت خود را از انجام یک نظرسنجی Linkedin تأسیس کردند. نویسندگان دیگر با نوشتن اثر برای تأثیرگذار یا نمایش راه خود را وارد صنعت فیلم کرده اند. هفته گذشته ، من با یک تکنسین لگد برخورد کردم که در مرز فناوریهای نوظهور است زیرا حرفه بازیگری او نتیجه ای نداشت.

شروع کار همیشه صحبت کردن با مردم ، برقراری ارتباط و نشان دادن علاقه است. پس از آن ، یادگیری ، یادگیری و یادگیری چیزهای دیگر است.

راستش را بخواهید ، هر راه حل خلاقانه ای که در تلاش برای بدست آوردن شغل بعدی خود ، راه اندازی شرکت بعدی خود یا اجرای ایده بعدی خود برایتان پیش آمده است ، فقط سعی کنید روی آنچه می خواهید دستیابی کنید ، تمرکز کنید.

شما اکنون به مراتب خلاق تر هستید که تمام تجربه های خود را از دوران کار قبلی خود دارید.

بنابراین ، این بسیار ساده است. بازاریابی خود در اواسط کار دشوار نیست. باید سعی کنید افرادی را که می شناسید بشناسید و پروژه هایی را که دوست دارید شروع کنید. وقتی کار و افرادی که در هر جلسه ای که برگزار می کنید حضور پیدا می کنید ، به طور خودکار خود را برای همه افراد اطراف خود بازاریابی می کنید. فرصت ها می آیند در خانه شما را می کوبند. ممکن است کمی طول بکشد. اما ، ارزشش را دارد