چگونه می توان حکایت واقعی را از روایت های دروغین بیان کرد

در تجارت و زندگی

کریستیل ریورز زندگی پر از داستانهای آرزو است

استفاده از خرد انباشته کسانی که پیش روی شما بودند همیشه ایده خوبی است. اما چگونه می دانید سنگهای قیمتی را جمع کرده اید و چرای چرایی چیست؟

این یک معما است ، و چگونه شما در آن جا می گیرید؟

استعاره مناسب را انتخاب کنید

فکر می کنم درست از اینجا به سنگهای قیمتی تغییر خواهم کرد و استعاره پازل به خاک حاصلخیز که همه ما با تقریباً در هر فرهنگ با آن آشنا هستیم نیز هست.

در انجام این کار ، شما بلافاصله به این نکته توجه خواهید کرد که استعاره ها ، خواه در مورد جمع آوری گنجینه ها ، و یا پرورش خاک تولیدی ، در داستان های ما مفید هستند. این فقط یک نمونه از چگونگی شناخت و برقراری ارتباط با داستانهایمان است.

تمایز یک داستان عاقلانه از یک داستان بی فایده ، به ویژه در این عصر جعلیات عمیق و انگیزه های نامشخص دشوار است. شما نمی توانید بدانید که "حقیقت" هر بار به شما خدمت می کند. به عنوان انسان ، ما از داستان های دروغین رنج می بریم که مانند گلهای غنی داخل گلدان ها درون سر ما حفر می شوند. برخی از آنچه ما جمع می کنیم ، عمدتاً ناخودآگاه ، واقعیت است ، اما این بدان معنا نیست که عینی است. ما تمایل داریم داستانی را انتخاب کنیم که بیشتر با ما طنین انداز باشد و تعصب اولیه خود را تأیید کند.

عقل را از افراد باهوش تر از شما و من جمع کنید

من می فهمم که من قبلاً بیشتر از همه تعصب دارم و مطمئناً ، این توسط چیزی که در مورد علم ، تاریخ ، سیاست و مردم می آموزم تأیید شده است. با این حال ، دانستن این تعصب در آنجا به من کمک می کند تا ذهن خود را باز نگه دارم. همچنین به من کمک می کند تا به خودم یادآوری کنم که هرکسی که با آنها صحبت می کنم احتمالاً از قبل براساس تجربه خودشان از واقعیت نظر دارد.

خوشبختانه ، افراد بسیار تحصیل کرده نیز وجود دارند که می توانند به ما اطلاع دهند.

کلی لین لین ، از دانشگاه کارولینای شمالی در مورد تعصب در کودکان تحقیق کرد. "زورگویی مبتنی بر تعصب زمانی است که کودکان به دلیل برخی از جنبه های هویت اجتماعی خود مورد آزار و اذیت قرار می گیرند ، خواه نژاد ، جنسیت ، قومیت ، مذهب ، معلولیت یا گرایش جنسی باشد." تیم او دریافتند که تعصب مبتنی بر هویت آسیب بیشتری می زند و کاهش آن نسبت به انواع دیگر زورگویی مانند عملکرد دانشگاهی یا سبک سخت تر است.

ناتوانی ما در دیدن تعصب و تمرکز بیشتر روی هویت نسبت به هدایای مشترک ، مشکل بزرگی را نه تنها برای مشاغل و موفقیت جامعه ، بلکه برای کل وضعیت سیاره ای که ما از نظر سیاسی و محیط زیست پیدا می کنیم ، ایجاد می کند. قلاب زدن آسان و ناپسند است و سرزنش در دیگران ،

یووال حراری دوست دارد بگوید که همه موفقیتهای بشر (و فاجعه) را می توان در داستانهای ما ردیابی کرد. وی نوشت كه جامعه با این گرایش در كنار هم قرار گرفته است. ما دنیای موجود را ایجاد کردیم. ما بر ماده ای تسلط داریم و تسلط داریم: همه اینها را به هم می چسباند: "این چسب اسرارآمیز از داستان ساخته شده است ، نه ژن." او نوشت. هاری می داند آنچه ما به طور جمعی اعتقاد داریم از قدرت باورنکردنی برخوردار است. ما چیزهایی مانند پول و مرزها ، ملل و مذاهب را ایجاد می کنیم - همه به اعتبار ما و همچنین در بعضی مواقع به ضرر ما.

پس داروین چه چیزی را به ما درمورد ژنها می آموزد؟ چارلز داروین هرگز از وجود ژنها خبر نداشت ، به یاد داشته باشید. آنچه او می دانست ، و حتی پدر بزرگش نیز می دانست ، این است که ما صفات را رها می کنیم. این که مثلاً ما برای بقا در تلاش هستیم ، نمونه اصلی یک داستان دروغین است. داروین نه تنها باور نمی کرد که بقای اصلح مهم موفقیت ما است ، بلکه او درباره چگونگی همکاری و اشتراك ، "رفاه قبیله" را تضمین می كرد. و ، مطمئناً نه فقط در بین حیوانات انسان.

برای اداره کل یک جهان ، ما به تجارت تعاملی ، ارزش ها و خرد و همچنین فن آوری نیاز داریم.

من تیم ، شما تیم ، همه ما برای آن جریان درآمد تیم هستیم

اگر به خودمان اجازه دهیم که به گرایشهای قبیله ای منحصر به فرد خود بپردازند ، بسیار رنج می بریم. به عنوان مثال بسیاری از مردم در مورد سرمایه داری بی پایان بحث می کنند. فقط وقتی متوقف می شویم که دیگران را متقاعد کنیم و نکت useful واقعاً مفیدی را که معمولاً در آن استفاده می کنند بیابیم ، می توانیم به اندازه کافی گشاده باشیم تا عقل واقعی آنها را بگنجانیم.

این چیزی است که کار گروهی درمورد آن است.

به یک تیم توسعه فکر کنید. کاملاً مشخص است که وقتی یک پروژه از بین می رود ، سه چهارم از زمان آن به دلیل عدم اعتماد به نفس است. شما حتی به اکثریت تیم نیاز ندارید که اعتماد به نفس نداشته باشند. مردم ظریف ترین علائم راجع به یک یا دو نفری که شک دارند ابراز می کنند. حتی ممکن است لازم نباشد که با صدای بلند بگویند که ، مثلاً ، "این کد حذف شده است" ، یا "تکنیک استخدام جان شکست خواهد خورد" یا "ایده بازاریابی جوآن مضحک است".

اگر حتی کوچکترین میزان این دلهره بر اساس تمرکز هویت بنا شود زیرا یکی از اعضای تیم به نظر می رسد کاملاً فمینیستی یا خیلی متعصب مذهبی است یا درباره ناتوانی آنها قضاوت می شود ، به راحتی می توان فهمید که داستانهای دروغین ما چگونه می توانند آنچه را که می توانند محکوم کنند ، محکوم کنند. یک پیروزی مشترک بوده است.

یافتن زمین حاصلخیز برای بذرهای تغییر

در زندگی ، مانند یک استارتاپ ، ما باید برای یکدیگر باز و پرورش دهیم. خود را به عنوان بذر و محیطی که در آن قرار دارید ، به عنوان خاک تصور کنید. با احترام رفتار کنید ، نه فقط وقتی که با آنها موافق باشید ، بلکه به ویژه هنگامی که با آنها مخالف هستید.

من خودم این کار دشوار را انجام داده ام ، اما فقط گرفتن وقت برای مدیتیشن کردن بر روی آن همیشه آشکار چیز مفید است.

در آفریقا ، کلر رید با نوارهای بذر پیش از لقاح ، استارتاپی را تاسیس کرد. او با داشتن بازوی سرمایه گذاری در حال رشد ، باغ های جامعه را تأسیس كرده است. آنها بر انتقال مهارت ، فناوری پایدار ، دسترسی به زمین برای دیگران برای پیوستن به مشاغل و بیشتر از همه اشتراک اطلاعات تأکید دارند.

عصر فناوری جدید یک تهدید است ، اما هنوز هم یک چیز شگفت انگیز است اگر ما در راه یکدیگر قرار نگیریم.